تاريخ : پنجشنبه 24 فروردین 1391 | 16:20 | نویسنده : emdadkhodroshayan
اگر شرایط تجاوز و حمله ی نامشروع و غیر قانونی تحقق یابد و یا قریب الوقوع بودن آن به حکم عقل ( یا وجود خطر حال ) نزدیک باشد اگر شخصی راه فرار برایش وجود داشته باشد و بجای گریختن به دفاع در مقابل متجاوز ب÷ردازد دفاع او مشروع است یا خیر ؟
به گفته ی دکتر اردبیلی :
اگر شخص قدرت بر دفع تجاوز را در خود نبیند عقل حکم می کند که بگریزد ولی اگر ایستاد و دفاع کرد با توجه به مبانی دفاع مشروع که قانون جزا بر آن مبتنی است اولا دفاع حق اوست بنا براین اگر مدافع بجای دفاع ، ایستادگی کرد و صدمه ای به متجاوز وارد آورد عمل او موجه است و ثانیا قانونگذار هیچگاه تکلیف به فرر نکرده تا عمل فرد بخاطر ترک آن فاقد مشروعیت باشد .
اعتقاد عده ای از حقوقدانان موافق دفاع و عدم فرار به نقل از دکتر شامبیاتی :
به اعتقاد عده ای گاهی فرار شرم آور بوده و موجب ننگ فرار کننده و حتی بستگان فرد می شود ÷س دفاع لازم است . همچنین دکتر شامبیاتی اعتقاد عده ای از حقوقدانان مخالف دفاع و مواق فرار را هم نقل می کند :
عده ای معتقدند اگر ممکن شود از محدوده ی خطر فرار کرد ، دفاع مجاز نیست و نباید اقدام به عمل قوه شود.
نظریه ی دفاع به نقل از دکتر گلدوزیان :
شخص مورد تجاوز صرفنظر از تجاوز کودک و یا دیوانه ملزم به فرار نیست و می تواند از عوامل موجهه ی دفاع استفاده نماید و تشخیص ضرورت فرار بعنوان وسیله ی آسانتر برای نجات با دادگاه است.
و همچنین استنباط بر عدم دفاع از نظریه ی دکتر صانعی :
دفاع مشروع در مورد شخص رشیدی که صدمات شدید به کودکی که حمله کرده وارد آورد و یا در مورد ÷در کشی بسیار مشکل است و می توان چنین برداشت کرد که ایشان فرار را تایید کرده اند .
آیا مشروعیت بخشیدن به دفاع و ایستادگی در مقابل تجاوز به نفس با وجود راه فرار فقط منحصر به حمله به نفس است ؟
حتی در صورت مشروعیت کامل دفاع و حمایت قانون از ایستادگی ، آیا ضروری است که انسان با وجود ناتوانی و داشتن راه چاره و فرار از دست جانی یا متجاوز ÷ایداری کند در حالیکه حتم می داند شکست خورده است ؟ ولی این مطلب هم مطرح است که اگر ما آن نظریه یا حکم را قبول کنیم که درست است ، در بیشتر مواقع که انسان مورد حمله و تجاوز قرار می گیرد در صورتی فرار عقلانی است که راه فرار داشته باشدو از دسترس متجاوز دور شود یعنی راه فرار موجب بوجود آمدن خطری دیگر و ضرری سنگین تر نشود و در اینصورت گزینه ی دفاع مطرح است ، در این باب به نظریه ی فقهای قائل به دفاع اشاره می کنیم :
احمد بن قاسم و احمد بن یحیی قائل به عدم وجوب دفاع اند هر چند که امکان فرار باشد و قائل به وجوب دفاع اند ولی صدق بر وضعیتی است که فرار موجب مشقت است و دفاع با حفظ سلامت و ایمنی از هلاکت ممکن باشد.
اما در بعضی مواقع فرار در برابر شخص و گروهی متجاوز را می توان به نوعی دفاع محسوب کرد زیرا که مگر غیر از این است که ما فرار می کنیم تا از ضرب و جرح و حتی قتل خود یا متجاوز جلوگیری کنیم یا به قولی از جان خود صیانت کنیم ، ÷س آیا ضروری است که ما دفاع و یا نزاع فیزیکی داشته باشیم حال آنکه ما با فرار خود از خطر نجات ÷یدا کرده و متجاوز را در انجام تجاوز ناکار گذاشته و باعث از بین رفتن خطر حال می گریدم . در اینجا به نظریه ی عده ای از فقهای قائل به وجوب فرار اشاره می نماییم :
1- احمد بن قاسم و احمد بن یحیی و فقهای نزدیک به عقاید ایشان :
اگر فرار موجب مشقت نباشد و دفاع با حفظ سلامت و ایمنی از هلاکت ممکن نباشد از اینرو دفاع واجب نمی باشد و ایشان مخالف دفاع هستند.
2- افرادی مثل امام خمینی و فیض کاشانی قائل به وجوب فرارند و آن زمانی است که مدافع قادر باشد بی آنکه زیانی متوجه اش شود و یا فرار تنها راه دفاع باشد ، فرار کند.
3- افرادی مثل علامه حلی و فیض کاشانی معتقدند : اگر مدافع بدون مشقت قادر به فرار باشد و فرار نکند و مقاومت کند و یا به خشونت متوسل شود موجب مسئولیت مدافع خواهد بود.
4- فاضل هندی در کتاب کشف الثام می گوید : اگر مدافع قادر به مقاومت در برابر تجاوز نباشد در صورت قدرت ( امکان ) باید فرار کند.
تحلیل نظریه ی دو گروه از فقها :
می توان گفت که فقها ی گروه اول ( قائل به عدم دفاع ) با اصل ضرورت و راه آخر بودن برای تحقق دفاع خیلی نزدیکی دارند و ضروری بودن آن را در صورت عدم وجود راه فرار و زیان رسیدن و متضرر شدن در فرار تاکید کرده اند و هر دفاعی را مشروع نداشته اند و مشروعیت نبخشیده اند . حتی دفاع و توسل به خشونت را در حالی که فرار بدون مشقت است و امکان دارد را جایز ندانسته و نقض شرط ضرورت می دانند که می توان چنین برداشت کرد که این گروه با درگیری و ستیز تا حد امکان مخالف اند و معتقدند که اولا اگر ضرری متوجه شخص نشود و دوما فرار تنها راه دفاع باشد و فرار بدون مشقت امکان داشته باشد دفاع ضروری و مشروع نیست. نکته ی جالب توجه در حکم این گروه نامبردن عمل فرار بعنوان دفاع است .
اما فقهای گروه دوم ( قائل به عدم فرار ) :
از آنجاییکه دفاع را در مقابل متجاوز ، حق شخص می دانند وبراصل دفاع و ستیز در مقابل متجاوز در اسلام نگرش جدی تری دارند دفاع را در مقابل متجاوز حتی در صورت وجود راه فرار بدون مشقت را واجب دانسته ند اما بنظر می رسد برای این وجوب شرطی هم قائل شده اند و آ« اینست که دفاع با حفظ سلامت و ایمنی از هلاکت ممکن است و اگر فرار موجب مشقت است از این جهت دفاع ( درگیری ) واجب نشده است . بنا به نظر فقها از جمله ابن قدامه و شافعی مدافع در دوحالت ملزم به فرار نمی باشد ( باید دفاع کند ) اول زمانی است که فرد از مال یا حریمش دفاع می کند و با آن دو قادر به فرار نمی باشد و حالت دوم زمانی است که فرار وسیله ی دفع خطر نیست که مدافع می تواند بماند و دفاع کند .
تحلیل :
در بحث مال در حالت اول حتی اگر ÷ایداریدر مقابل حفظ مال و یا استرداد آن از متجاوز برای شخص خطر یا تبعاتی داشته باشد باز هم فرد باید مال را ارجحیت دهد و یا در جهت حفظ و یا استرداد آن باشد و یا بخاطر جانش و یا احتمال وارد آمدن ضرر یا زیان به جانش از درگیری و ستیز منصرف شود و فرار کند ؟
به نظر می رسد فقها بسیار به جا این شرط را هم ذکر کده اند که اگر مدافع نسبت به جانش ایمن باشد ، و اگر نبود ، طبیعتا فرار مطرح است . اما در حالت دوم این موضوع مطرح است که اگر فرار وسیله ی دفع خطر نباشد و انکه فرد نسبت به جانش ایمن باشد مدافع می تواند بماند و دفاع کند یا خیر ؟
می توان چنین استدلال کرد که وقتی مدافع فرار برایش کفایت نکند و خطر را دفع نکند عقلا اگر نسبت به جانش ایمن باشد حتما به مقابله خواهد ÷رداخت و دفاع خواهد کرد ولی اگر نسبت به جایی ایمن نباشد و فرار راه دفع خطر نباشد چگونه است ؟ در اینصورت اگر فرد در تنگنا قرار گیرد ، قطعا دفاع خواهد کرد چون بنا بر دلیل عقل انسان در مقام دفع تجاوز یا خطر حتی اگر نسبت به جانش هم ایمن نباشد اگر در تنگنا و نداشتن راه چاره و در مرحله ی ضرورت قرار گیرد حتی با یقین به هلاکت خود در صورت دفع نشدن خطر بوسیله ی دفاع باز هم مقابله خواهد کرد ( این قضیه خصوصا درمورد حمله به نفس و تجاوز به عرض و ناموس بسیار صدق می کند )
حال این سوال مطرح است که اگر مقصود متجاوز ، تجاوز به ناموس باشد حکم آن چیست ( می شود فرار کرد یا نه ) ؟
بنا به نظر فقهایی چون ابن قدامه ، شافعی ، جواهر الکلام و شربینی:
حکم را بر وجوب دفاع دانسته اند و مدافع ملزم به فرار نمی باشد و اگر نسبت به جانش ایمن باشد باید بماند و دفاع کند و اگر فرد نسبت به جانش ایمن نباشد دفاع واجب نیست حتی اگر با فرار خطر دفع نشود و در تجاوز به ناموس هم فرار جائز تلقی شده است .
تحلیل :
می توان چنین استنباط کرد که اگر تجاوز نسبت به ناموس باشد و شخص نسبت به جانش ایمن نباشد ، حق دارد فرار کند که می توان این حکم را به نوعی تعارض با نتایج فقها و احکام در دفاع واجب دانست که در آنجا فرار را در صورتی که منجر به نابودی حق محترمی شود ( مثل فرار در هنگام تجاوز به ناموس ) را حرام دانسته اند قلمداد کرد که در ادامه ی بحث به آن اشاره می کنیم .
فرار واجب : اگر حفظ حق محترمی یا مهمتری نسبت به خطر مطرح باشد و بکار بردن زور ممکن نباشد مثل اینکه فرد قادر به حفظ خون و جانش نباشد ولی قادر به فرار بدون مشقت باشد.
فرار جایز : در شرایطی است که رهایی از خطر هم به وسیله ی فرار و هم به وسیله ی دفاع ممکن باشد و خطر ناشی از فرار هم چون خطر تهدید کننده باشد. مثل دفاع از مال به هنگامیکه فرار به اندازه ی دفاع از آن دشوار است.
فرار حرام : در شرایطی فرار حرام است و دفاع واجب که دفع خطر از حق محترمیکه دفاع از آن واجب است ممکن باشد و فرار مستلزم نابودی حق محترمی و تحمل رنج و زیان باشد مثل اینکه به ناموس کسی تجاوز شود و او قادر باشد با کمی سختی خطر تهدید کننده را دفع و ناموسش را حفظ کند.
فرار در قانون مجازات اسلامی :
هر چند در قانون مجازات اسلامی صحبتی از فرار بعنوان دفاع به میان نیامده است ولی از عبارت بند 3 ماده ی 627 قانون تعزیرات که صراحت بر هر گونه وسایل آسانتری برای نجات میسر نباشد دارد ، می توان استفاده کرد که هر گاه فرار در رفع خطر و تجاوز آسانتر از اعمال قوه باشد ، قدر متیقن بر این است که شخص فرار کند و با گریختن از حمله دفع خطر کند.
نظریه ی دیوان عالی کشور :
طبق حکم شماره ی 2651 27- 8 / 19 و 1439 – 19 / 5 / 19 :
از ماده ی 184 قانون کیفری عمومی و مواد دیگر چنین استنباط نمی شود که فردی که مورد حمله به نفس قرار گرفته است حتی در صورت امکان فرار نتواند اقدام عملی با شرایط مذکور در آن ماده ( 184 ) انجام داده و از خود دفاع کند. بنابراین می تواند حتی در صورت امکان فرار از خود دفاع کند.
نظریه ی « بینابینی » :
حقوقدانان فرانسوی در خصوص دفاع یا فرار معتقدند در هر مورد باید شخصیت حمله کننده و شخصی که مورد تجاوز قرار گرفته است و همینطور روابطی که بین آنها وجود دارد مورد بررسی قرار گیرد و با توجه به همه ی عوامل نتیجه گیری شود. که در شرایطی با توجه به ویژگی های شخصیتی دو طرف فرار لازم است و در شرایط دیگری دفاع مشروع و جایز می باشد و الزامی به فرار نیست.
نتیجه گیری از مطالب :
آنچه مهم است اکثر فقها بر فرار و عدم درگیری و ستیز نظر دارند و حتی عده ای که دفاع را در مواقعی واجب یا جایز حساب می کنند آن را تابع شرایط و ضوابطی می دانند که اگر آن شرایط تحقق نیابد باز هم گزینه ی فرار مطرح است و وجوب دفاع از آن ساقط می شود ولی در شرایطی مثل تجاوز به ناموس و یا در تنگنا قرار گرفتن ، حتی اگر شخص دارای شرایط مجاز فرار باشد ، غالبا باز هم به مقابله و دفاع خواهد پرداخت. به هر حال دفاع کردن را عده ی بسیاری در همه ی تعرضات و تجاوزات مجاز نمی دانند و استثنائی را بر آن قائل شده انداما حقوقدانان متاسفانه به موضع گیری روشنی در این مورد نپرداخته اند و فقط در قالب نظریه متوقف مانده اند. همچنین می توان گفت قانون ما نسبت به فرار ساکت است و نظریه های حقوقی ثابت و محکمی درباره ی فرار از سوی حقوقدانان و قانونگذار مطرح نشده است . ولی باب تاسی به نظریات بینابین با توجه به حکم عام مقنن در مورد توسل به وسیله ی آسانتر با توجه به شرایط و اوضاع و احوالی که مربوط و خاص هر مورد است ، باز می باشد.
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران