تاريخ : پنج‌شنبه 24 فروردین 1391 | 11:10 | نویسنده : emdadkhodroshayan

 دو: دومین دلیل دیدگاه نخست‏یعنى شرط مرد بودن براىقاضى به طور مطلق این حدیث نبوى است كه «من فاته شى‏ء فى صلاته فلیسبح فان التسبیح للرجال والتصفیق للنساء» این حدیث را پیشتر از كتاب خلاف طوسى نقل كردیم و نزدیك به این حدیث نیز صحیحه حلبى است كه از امام صادق(ع) نقل شده و پیشتر آن را آوردیم. شیخ براى اثبات شرط مرد بودن به همین حدیث چنگ زده و چنین استدلال كرده است كه تفاوت نهادن در این حدیث میان توجه دادن مرد به نیاز خویش در طول نماز به وسیله تسبیح گفتن و توجه دادن زن به نیاز خویش به كمك دست زدن بر این دلالت مى‏كنند كه زن در حال نماز به هنگام نیاز هم نباید صداى خود را براى بیان خواسته خویش بلند كند، چرا كه ممكن است بیگانه‏اى صداى او را بشنود. اكنون كه در نماز چنین است - آن سان كه شیخ در خلاف استدلال مى‏كند منع زن از قضاوت [كه لازمه آن بلند كردن صدا در میان طرف‏هاى نزاع است] به اولویت ثابت است. در رد این استدلال همان كه از تذكره نقل كردیم بسنده كند. علامه در تذكره پس از طرح این مساله كه براى زن جایز است در حال نماز به وسیله كف زدن یا به وسیله قرآن خواندن دیگران را متوجه خواسته خود كند چنین مى‏آورد: 

 
چند فرع:الف - اگر تنها قصد زن از خواندن قرآن، فهماندن خواسته خود به دیگران باشد نمازش باطل است، زیرا قصد قرآن نكرده و از همین روى آنچه خوانده قرآن نبوده است. البته در این حكم اشكالى است ناشى از این كه قرآن به صرف این كه آن را در خواندن قصد نكنند از قرآن بودن خارج نمى‏شود. ب - در این مساله میان زن و مرد تفاوتى نیست ... اگر هم مرد و زن بر خلاف وظیفه خود عمل كنند و زن تسبیح بگوید و مرد كف بزند نمازشان باطل نیست، و تنها با مستحب مخالفت كرده‏اند. 
 
نگارنده را نكوهشى نخواهد بود كه بگوید: چگونه از كسىهمچون شیخ طوسى براى اثبات حرمت قضاوت زن چنین استدلالى صورت پذیرفته است؟ به یاد دارم‏استادمان حضرت آیة الله بروجردى; هنگامى كه به چنین استدلالهایى از جانب شیخ بر مى‏خورد چنین براى او عذر مى‏آورد كه عمرى كوتاه داشته است به گونه‏اى كه اگر بنا بود عمرش بر آثار خجسته‏اى كه در زمینه‏هاى گوناگون از قلم او پدید آمده و در كنار آن بر تدریس و تدبیرهاى سیاسى كه براى دفاع از حریم تشیع داشته است قسمت‏شود هرگز بسنده نمى‏كرد. خداى او را رحمت كند و آن را هم كه براى او چنینى عذرى آورده بیامرزد. نگارنده نیز بر آن دو بزرگ درود مى‏فرستد و از آن دو پوزش مى‏طلبد و مى‏گوید: چگونه مى‏توان در مساله‏اى چنین با اهمیت به روایتهایى استناد جست كه در مقام سفارش اخلاقى به زنان مؤمن و مسلمان مبنى بر خوددارى از ابتذال و آلودگى رسیده است؟ این گونه روایات به منزلت و اهمیت زن اشاره دارد و حاكى از این است كه زنان را بایسته است در مساله عفت و حجاب و خوددارى از خود نمایى و خود آرایى دقتى افزونتر از معمول روا دارند، در دین خدا احتیاط كنند و زیبایى و نكویى خویش را بپوشانند و اجازه ندهند دستخوش شهوت شوند. حدیث نبوى نقل شده در من لا یحضره الفقیه كه در آن رسول خدا(ص) به على(ع) اندرز مى‏دهد به چنین مقصودى نظر دارد، آنجا كه فرمود: 
 
«یا على، لیس على النساء جمعة ولا جماعة، ولا اذان ولا اقامةولا عیادة مریض ولا اتباع جنازة ولا هرولة فى الصفا والمروة ولا استلام الحجر ولا حلق ولا تولى القضاء لا تستشار ولا تذبح الا عند الضرورة ولا تجهر بالتلبیة ولا تقیم عند قبر ولا تسمع الخطبة ولا تتولى التزویج بنفسها ولا تخرج من بیت زوجها الا باذنه فان خرجت بغیر اذنه لعنها الله وجبرئیل ومیكائل‏». اى على، بر زن نه جمعه است، نه جماعت، نه اذان، نه اقامه، نه عیادت بیمار، نه تشییع جنازه، نه هروله در سعى صفا و مروه، نه بوسیدن حجر و نه تراشیدن موى سر [در حج]، نه قضاوت را عهده‏دار مى‏شود، نه با او رایزنى مى‏شود و نه ذبح مى‏كند، مگر به هنگامى ضرورت. نه صدا به تلبیه بلند مى‏كند، نه در كنار قبرى مى‏ایستد، نه خطبه را گوش مى‏دهد، نه خود عهده‏دار شوهر دادن خویش مى‏شود و نه از خانه همسر بدون اجازه او بیرون مى‏رود، كه اگر بى اجازه بیرون رود خدا و جبریل ومیكائیل او را لعن كنند. روایت نقل شده در خلاف «اخروهن من حیث اخرهن الله‏» نیز چنین حكمى است و چنین معنایى دارد. 
 
به هر روى، چونان كه خود گواهى خواهید كرد، روایت منلا یحضره تكلیف حضور در نماز جمعه و جماعت و تشییع جنازه و همانند آن را از دوش زن بر مى‏دارد و در مقام نهى از حضور وى در جمعه و جماعت نیست. روایت پیشگفته در حفظ حرمت زنان و پاك داشت آنان از آلودگى آن اندازه مبالغه دارد كه حتى تكلیف به حضور در جمعه و جماعت و همانند آن را نیز از دوش زن بر مى‏دارد. به دیگر سخن، این اخبار آن اندازه در مساله حفظ حرمت زن و پاسداشت كرامت و پاكى او مبالغه دارد كه مصلحت نزد یك را در برابر مفسده‏اى كه احتمالش وجود دارد فدا مى‏كند. این كرامت نه از آن سرچشمه مى‏گیرد كه آنان زن هستند بلكه از این بر مى‏خیزد كه زن مسلمان و مؤمن‏اند. این ویژگى سزامند غبطه را بهایى ویژه است و زن باید با تقوا و پرهیز و دورى از محدوده قرق آنچه حرام الهى است این بها را بپردازد. پیش از این نیز یادآور شدیم كه این گونه روایات در صدد توجه دادن زنان به جایگاه بلند و مرتبه والى آنان در آیین الهى و یاد آور شدن این حقیقت است كه زنان مسلمان در مرتبه‏اى هستند كه هیچ زن نامسلمانى از آن برخوردار نیست تا آن پایه كه زن نامسلمان را اساسا حرمتى نیست و نگاه به سر و موى آنان اشكالى ندارد. 
 
همه این احكام و آثار در پى بیدار كردن زن مسلمان و توجه دادن او به كرامتى كه خداوند به او بخشیده و نیز فراهم آوردن ضمانت‏ها و تعهدات كافى از سوى زن نسبت به پیمان پاكى و پاكدامن وسرانجام دورى گزیدن از همه چیزهاى است كه او را در معرض آلودگى و ناپاكى و تباهى مى‏گذارد، تا از این رهگذر احتیاط كامل در پیش گرفته و ریشه هر آنچه مى‏تواند طمع و فتنه را در دلهاى بیمار بر انگیزد، خشكانیده شود; چه دلهاى بیمار در هر عصرى وجود داشته و همچنان در هر عصرى و در میان پیروان هر آیینى و نسبت به هر زنى وجود دارد و بر این پایه، پاكى و طهارت زن و دورى او از آلودگى تنها و تنها به خوددارى ورزیدن و دورى گزیدن از همه زمینه‏ها و عوامل تحریك كننده و از میان بردن این زمینه‏ها و عوامل میسر است. 
 
از آنچه گذشت ارزش این سخن برخى از فقهاء اهل سنت نیزروشن مى‏شود كه براى ا ستدلال بر لزوم مرد بودن قاضى چنین مى‏گویند: «جمع‏هاى مردان و مدعیان نزد قاضى حضور مى‏یابند و قاضى هم براى داورى نیازمند كمال راى و نظر و كامل بودن عقل و برخوردارى از هشیارى و زیركى است، در حالى كه زن به كاستى عقل و نااستوارى و نارسایى راى و نظر گرفتار است، اهل حضور یافتن در جمع‏ها و نشستهاى مردان نیست ، هر چند هزار زن او را همراهى كنند گواهى‏اش پذیرفته نمى‏شود مگر آن كه مردى نیز به همراهى او گواهى دهد خداوند نیز خود به ضلالت زن توجه داده و فرمود است: (ان تضل احداهما فتذكر احداهما الاخرى)، و سر انجام آن كه زن نه شایستگى امامت عمومى جامعه را داراست و نه شایستگى حكومت‏شهر یا سرزمین را. از همین روى، تا آنجا كه به ما رسیده است نه رسول خدا(ص)، نه خلفاء او و نه حتى هیچ زمامدار دیگرى پس از او زنى را به قضاوت یا به زمامدارى برنگزیدند» بخوانید و تعجب كنید!مى‏بینید كه اینها همه استحسان‏هایى سرد است و توجیه این گونه استحسان‏ها نزد اهل سنت آن است كه اینها سد ذریعه هستند و سد ذریعه یكى از اصول كلى استنباط نزد ایشان است. 
 
این گونه احكام بهانه‏اى براى دشمنان اسلام و زمینه‏اىبراى وارد آوردن این تهمت‏شده است كه از دیدگاه اسلام زن باید همواره خانه نشین باشد، حق راى و اظهار نظر ندارد، او را بهره‏اى از آزادى نیست، گروگان خانه و در زندان زندگى مرد است و از عقل و خردمندى بى بهره است - و تهمت‏هایى از این دست كه در حقیقت زشتیهاى درون و نژندیهاى روان بر سازندگان این گونه تهمت‏هاست كه هر روز این آهنگ شوم را مى‏نوازند. این در حالى است كه از دیدگاه اسلام زن را بهایى همسان مرد است، از همان حقوقى بر خوردار است كه مرد بر خوردار است و همان تكالیفى بر اوست كه بر مرد است، و در این میان هیچیك از این دو را بر دیگرى برترى نیست جز آن كه مرد خدمت زن مى‏گزارد و اسباب آسایش زندگى او را فراهم مى‏سازد و برپاى دارنده زندگانى زن است او را در پناه خود مى‏گیرد و از او به قدرت خویش دفاع مى‏كند و براى او از درآمد خویش خرج مى‏كند. تفاوتى كه هست در اینهاست و گرنه در دیگر جنبه‏ها زن و مرد یكسانند. 
 
این چیزى است كه خداوند كلیات آن را در كتب هدایتگر خویش بیان فرموده است: (ولهن مثل الذى علیهن بالمعروف وللرجال علیهن درجة) این مرتبیت مرد كه آیه از آن سخن مى‏گوید همان مرتبت مراقبت از زن، در پناه خود گرفتن او و خدمت او گزاردن است نه آن كه مرتبت چیرگى جستن و احیانا ناروا گفتن و ستم راندن باشد. 
 
خداوند همان گونه كه در امور زندگى این جهانى مرد و زنرا در كنار هم آورده در برخوردارى از پاداش نیكوییها در آن جهان و برخوردار شدن از ذخیره عمل صالح و رسیدن به مراتب والا در روز قیامت نیز این دورا در كنار هم قرار داده و فرموده است: (ومن یعمل من الصالحات من ذكر او انثى وهو مؤمن فاولئك‏یدخلون الجنة) و (من عمل صالحا من ذكر او انثى وهو مؤمن فلنحیینه حیوة طیبة ولنجزینهم اجرهم باحسن ما كانوا یعملون). در اینجا مناسب مى‏نماید براى روشن شدن زمینه‏هاى تاریخى مربوط به این بحث، یعنى ثبوت یا نفى شرط مرد بودن براى قاضى، به آثار و روایاتى بپردازیم كه درباره زنان و كارهاى آنان در عصر رسالت رسیده است براى تبرك جستن، این بررسى را از داستانى درباره دختر پیامبر اسلام فاطمه - سلام الله علیها - كه بسیار رخدادهاى پند آموزى در زندگى‏اش وجود دارد، آغاز مى‏كنیم. مرحوم سید شرف الدین موسوى در كتاب النص والاجتهاد چنین مى‏آورد: زهرا فرستاده‏اى نزد ابو بكر روانه كرد و ارث خود از پیامبر اكرم(ص) را از ابوبكر طلبید ابو بكر در پاسخ گفت: رسول خدا(ص) فرموده است: «لا نورث ما تركناه صدقة‏» (ما ارث برر جاى نمى‏گذاریم، آنچه بر جاى گذاریم صدقه است). 
 
فاطمه(ص) بر آشفت و خشمگین شد. مقنعه بر سر كرد و جلباب بر تن پوشید و در حالى كه دنباله جامه او بر زمین كشیده مى‏شد با حالتى كه هیچ تفاوت با راه رفتن رسول خدا(ص) نداشت در جمع گروهى از خدمتگزاران و زنان خاندان به سوى ابو بكر رورانه شد. ابو بكر در جمع گروهى از مهاجران و انصار و برخى دیگر بود كه زهرا در آمد پرده‏اى پیشاپیش زهرا آویختند. سپس ناله‏اى كرد كه همه حاضران را به گریه واداشت و آن جمع به ناله و گریه در آمیخت. زهرا لختى درنگ كرد تا ناله و گریه فروكش كرد و جوشش احساس و عاطفه فرونشست. آنگاه سخنى را با سپاس و ستایش خداوند عز وجل آغازید و خطبه‏اى گیرا ایراد كرد: در قالب كاملترین سخن مردمان را اندرز داد و یاد پیامبر را به تمامى دوباره زنده كرد. دیده‏ها فروهشت و دلها آرام شد. 
 
زهرا براى اثبات ارث خود آیاتى محكم به میان آورد و چناندلایلى اقامه كرد كه نه انكار شدنى بود و نه نپذیرفتنى، از آن جمله فرمود: «آیا به عمد كتاب خدا را وانهادید و شت‏سرافكندید، آنجا كه كتاب مى‏گوید: (وورث سلیمان داود) یا در داستان زكریا و از زبان او مى‏گوید: (فهب لى من لدنك ولیا * یرثنى ویرث ال یعقوب واجعله رب رضیا). سپس افزود: آیا خداوند آیه‏اى ویژه بر شما فرستاده و پدرم از آن بى خبر بوده است؟ یا آن كه شما از پدر و پسر عم من به عموم و خصوص كتاب آگاهترید; و یا آن كه مى‏گویید: پیروان دو آیین جداگانه از همدیگر ارث نمى‏برند؟ خواننده گرامى خود گواهى مى‏دهد كه این داستان و این جدال و احتجاج از جانب پاره تن پیامبر یكى از قویترین گواهها بر این حقیقت است كه جایز است زنان در جمع مردان حضور یابند، با آنان بحث و مجادله كنند و گمراهى و گمراه كنندگى آن را كه گمراه و گمراه كننده است روشن سازند. 
 
اگر آنچه زهرا - سلام الله علیها - انجام داد جایز نبود همان دم ابو بكر و اطرافیان به ا و اعتراض مى‏كردند. اما مى‏بینید كه آنان مداخله زنان در امر سیاست و جدال و مناظره زنان با زمامداران را كارى ناپسند نشمردند. 
 
 
نقل از سایت دادگستری تهران



از مطالب جدید باخبر شوید؟
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران